تحولات منطقه

۱۸ دی ۱۴۰۴ - ۰۷:۱۶
کد مطلب: ۱۱۲۲۶۱۳

گنج پیدا کن تا کتاب بخریم!

خدیجه زمانیان، روزنامه‌نگار

در اوضاعی که روزنامه‌ها از قیمت روغن، تخم‌مرغ و مرغ می‌نویسند و مصائب مردم بعد از حذف ارز ترجیحی را می‌ریزند روی دایره کاغذ، من هم می‌خواهم در این روزهای تنگدستی و نداری از سختی و رنج عده‌ای بنویسم که معمولا کسی از آن‌ها حرفی به میان نمی‌آورد.

زمان مطالعه: ۲ دقیقه

چه کسی این روزها به فکر کتابخوان‌هاست؟ گروهی که نمی‌توانند در هیچ شرایطی کتاب نخرند و نخوانند. واقعیت این است همان‌طور که همه ما به هوا،آب و غذا نیاز داریم تا رشد کنیم کتاب‌خوان‌ها هم در کنار نیازهای اولیه به کتاب نیاز دارند تا احساس کنند زنده‌اند؛ به همین سادگی.

با آنکه از چند سال گذشته تعداد خریدهای کتاب، اندک و اندک شده و قدیم‌ شاید دست و دل‌بازتر کتاب می‌خریدیم، حتی اگر نیازمان نبود، اما الان مجبوریم کتابی بخریم که نیازمان هست و زیاد به حرف دلمان نکنیم.

این گفته را در اینستاگرام کتابفروشی آموت دیدم که «قانون کتابخوان این است که یک نان کمتر بخورد و یک کافه کمتر برود و یک سفر کمتر ولی کتاب‌اش باید برسد.»حالا کافه و سفر رفتن به کنار با این گرانی کاغذ یا نه همین گران شدن اقلامی که باید در سفره باشد تا یک زندگی بسیار معمولی داشته باشیم و خالی شدن جیب یک کتابخوان که عضوی از همین جامعه است هر جور زندگی را بگذراند باز هم فایده‌ای ندارد چون پولی که دارد باید صرف خرید تخم‌مرغ گرانی بشود که می‌گویند گرانی‌اش برای حذف ارز ترجیحی است.

القصه اینکه چرا کسی به شرایط امروز کتاب‌خوان‌ها توجه ندارد؟ اگر اعتیاد این‌هانباشد قرار است چه اتفاقی برای فرهنگ این مملکت بیفتد؟ اگر دنبال این هستید که چرا تیراژ کتاب‌ها از ۲۲۰۰ و ۳۰۰۰ رسیده به ۱۱۰ و ۲۲۰ ریشه‌اش را در همین موارد باید جستجو کرد.

روز گذشته دوستی به من گفت یک لیستِ کتاب به او بدهم چون می‌خواهد چند جلد کتاب بخرد. به شوخی گفتم مگر گنج پیدا کرده است؟

گفت: نه! و جواب در خور تاملی داد و گفت: «رفیق جان ما همیشه روی گنجیم، دیگه به این چیزها فکر نمی‌کنم!»

کتاب خواندن و کتاب خریدن حالا یک رفتار لاکچری شده، اصلا تصور آدمی که در دستش چند جلد کتاب است خیلی از حافظه ما دور شده . توی کتابفروشی‌ها بروی، می‌بینی همان تعداد اندک مشتری کتابخوانی که روزبه‌روز هم کم می‌شوند روی صندلی‌های کتابفروشی‌ها می‌نشینند و چند جلد کتاب ورق می‌زنند و آخر با انداز ورانداز کردن کتاب‌ها یک، دو یا نهایت سه کتاب می‌خرند اگر هم مثل من مادر باشند یا پدر، این اولویت به بچه‌ها اختصاص پیدا می‌کند و منتظر روزی که بشود برای خودشان هم کتاب بخرند، می‌مانند!

اگر کسی هم بگوید: «نان نداریم بخوریم، انتظا دارید کتاب بخوانیم؟» می‌گویم این مزخرفات را نگو مگر وقتی نان داشتید بخورید، کتاب می‌خواندید؟

اصلا اگر کتاب می‌خواندید مگر به اینجایی که هستیم می‌رسیدیم؟! همه این غم‌ها و غصه‌هایی که از چپ و راست دامنمان را گرفته از مطالعه نکردن و ندانستن است. بلایی که نخواندن سر یک ملت می‌آورد هیچ چیز نمی‌تواند، بیاورد.

اگر نمی‌دانید چه بلایی با نخواندن به سرمان آمده به خودمان نگاه کنید به جامعه‌ای که در آن زندگی می کنید به اینکه از کجا به کجا رسیدیم و چرا به این جا رسیدیم؟!

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha